قهرمان ميرزا عين السلطنه

7244

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

براى وزارت‌خانه‌ها و مردم . بانك ليره را در سى و شش قران مىخواهد بدهد ، اينها چهل قران . هنوز حل قضيه نشده است ( ليره تنزل دارد ) . افخم الدوله عيد را خيال ورامين دارد ، آقاى عماد السلطنه ورد آورد . متصل مردم قم مىروند . حضرت و الا در عيد پذيرائى نمىكند . اما ما در جرايد ننوشتيم مثل اشخاص ديگر ، خصوصا آنها كه خيلى غيرمعروفند . تحويل را به واسطهء خستگى دماغ در شهر نيستم از آقايان و احبّاء معذرت مىخواهم . خيلى خنك بىمزه . سفر ورامين پنجشنبه 23 - از هيچ‌جا پول نرسيد ناچار زينب را سر حضرت و الا فرستادم . به هزار ماجرا « نحسى تحسى » پنجاه تومان ليره داد ، آن هم دانه‌اى چهار تومان كه من به اين قيمت خريده‌ام نبايد ضرر كنم . در بازار سى و شش قران فروش رفت . ازبس كه اوقاتم تلخ است مصمم شدم ورامين بروم . فرستادم امير نصرت « 1 » هم آمد . دعوت كردم اجابت نمود . اما به شرط آن‌كه اسب سوارى خودم را بدهم سوار شود با زين انگليسى خودم . من كه از اسب خودم خبر داشتم ، از زين خودم خبر داشتم ، گفتم سمعا و طاعتا . حالا اگر حوصله داشته باشيد خواهيد ديد كه چه به روزش آورد كه به يابوى سوارى ما شاء اللّه [ خان ] راضى شد . خربوزهء ورامين جمعه 24 شعبان ، 30 حوت - پنج به ظهر مانده سوار شديم . من در عمر گذشته‌ام ورامين را نديده بودم . دفعهء اول است . من و حاجى افخم ماديان راه‌وار سوار بوديم و افخم عجله داشت گرم نشده از منطقهء كوير بگذريم . دهات آباد حاصلخيز متصل به هم ، طرفين جاده [ ديديم ] كه دست تطاول ماليه و نظامى هنوز به تخريب آنها قادر نشده است . دو فرسنگ شوره‌زار است كه محصول عمدهء آن خربوزه است كه تمام خربوزهء طهران از آنجا حمل مىشود و زارع آن قمى است . همه‌ساله فصل كشت خربوزه [ اينجا ] آمده و بعد از اتمام آن مىروند . پول گزاف مساعده مىگيرند ، نصف حاصل خربوزه هم مال اوست . وفا كرد مساعده را مىدهد ، نكرد رفت سال ديگر و سال ديگر . سر ارباب و گاوبند بىكلاه است .

--> ( 1 ) - امير نصرت - سليمان ميرزا - همشيره‌زادهء نويسندهء خاطرات . ( مسعود سالور )